ارسال شده در شنبه 15 شهريور 1393برچسب:, - 17:9
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه "تنهایی" ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است ، بی تو دنیای من ای دوست پر از "تنهایی" است آفرین باد بر مرگ ، آفرین باد بر مرگ که با دست های سیاهش تو را خواهد کشت :"تنهایی" * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دست بر شانه هایم میزنی تا "تنهایی" م را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی / حال شب است و غم و "تنهایی" / افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * وفای اشک را نازم که در شبهای "تنهایی" ، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست ، ساختم با درد"تنهایی" مگر تقدیر چیست ؟
نظرات شما عزیزان: